حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

191

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

غارت كرده و باز بفكر غارتى ديگرى است خلاف جوانمردى است كه بگذاريم سراى حكمران سيستان را بيغما ببرد . صالح چون از اين پيش‌آمد اطلاع يافت گريخت . يعقوب و برادران و ياران او بتعاقب صالح شتافتند و جنگى سخت درگرفت ، صالح منهزم شد و طاهر برادر يعقوب هم در اين واقعه كه بسال 244 اتّفاق افتاد بقتل رسيد . پس از فرار صالح لشكريان با درهم باميرى بيعت كردند و يعقوب همچنان سپهسالار لشكر ماند و در خدمت درهم در جنگ با خوارج و مخالفين ديگر دلاوريها و كفايتهاى بسيار بخرج داد تا آنجا كه همهء سپاهيان فريفته و جان نثار او شدند . درهم بر جاه و مقام يعقوب رشك برد و جمعى را مأمور كشتن او كرد امّا يكّه مرد سيستانى از اين توطئه آگاه شد مخالفين را كشت و درهم را در زندان انداخت و خود در محرّم 247 از طرف لشكر و مردم سيستان بامارت منصوب گرديد . 1 - يعقوب بن ليث ( 247 - 265 ) محاربات يعقوب با مخالفين داخلى يعقوب پس از انتخاب باميرى سيستان درصدد برآمد كسانى را كه هنوز در اين ناحيه با او دم از مخالفت ميزدند براندازد . مخالفين عمدهء يعقوب در اين تاريخ يكى عمّار خارجى بود كه بر خوارج سيستان رياست داشت ديگر صالح كه هنوز دربست خود را صاحب قدرت مىپنداشت و درهم كه در جنگ با خوارج از جنگ يعقوب گريخته بود . يعقوب ابتدا درهم را مغلوب كرد و طرفداران او را ببيعت خود آورد سپس در 248 برادر خود عمرو را در سيستان بجاى خويش نشاند و ببست تاخت امّا صالح بست را رها نمود و از راه ديگر بر زرنج حمله برد و عمرو ليث را باسيرى گرفت يعقوب بسرعت خود را بسيستان رساند و برادر را مستخلص ساخت و صالح را منهزم نمود